مير تقي الدين كاشاني

322

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

زنهار كه عرضه كن شهادت * تنها چو شوم دچارك تو در ويل ، برادر لعينت * مىسوزد از انتظارك تو چونى كه تو را به او رسانيم * بر خر بنديم ، بارك تو قى كرده به حرمت تو گربه * سگ ريده بر اعتبارك تو روزى دو هزار بار گوزم * بر شعرك و بر شعارك تو تا چند كنى شپش مُقشر * بد مىگذرد ، مدارك تو احوال تو سربسر شنيدم * از مردمك ديارك تو گفتند ترا ز زير منبر * برداشت كدام كيدى خر * * * تا كى شنويم عرعر تو * بار تو نهيم بر خر تو دى يزد ، يكى شمرد بر من * احوال اقلّ و اكثر تو برخواند يكىيكى كه چون بود * دزدى تو و برادر تو چون بود شكنجه‌ها كه خوردى * و افكندن طاس بر سر تو شلاقىهاى تر نكرده * تر كرده زدند بر در تو خوش كرد كه يك‌به‌يك بيان كرد * تا با حسنى مادر تو مىگفت كه از لباس عصمت * عارى بودست خواهر تو وقتست كه بر منار گويند * افكندن زير منبر تو باور اگرت ز من نيايد * گويم گويد برابر تو زين پس ولد الزّنات خوانم * تكبير پى فنات خوانم * * * خوش آمده‌اى به لاف بيرون * تا چون روى از مصاف بيرون اى خصم عجب كه جانت آمد * از عهده اين گزاف بيرون